روزنامه آمریکایی دیروز (دوشنبه) در آغاز تفسیری به قلم ‘آن بارنارد’ و ‘ ماریا ابی حبیب’ که به پشت پرده ماجرای اجبار سعد حریری نخست وزیر لبنان توسط سعودی ها و نتیجه آن که خلاف انتظار آنها رقم خورد، پرداختند، نوشت: واقعا پشت پرده ماجرای شگفت انگیز سفر ‘حریری’ به عربستان چه بود؟ حقیقت مسلم (قصد سعدی به) تسلط بر ایران و به زیر کشیدن ‘حزب الله’ بوده هست.

 

نیویورک تایمز: در ماجرای حریری تیر سعودی ها به هدف نخورد؛ حزب الله قویتر شد

این دو پس از این مقدمه در ادامه تفسیر خود افزودند: در دومین روز از سفر ‘سعد حریری’ نخست وزیر لبنان به عربستان، ساعت ۸:۳۰ صبح حریری به ساختمان خاندان سلطنتی سعودی احضار شد. طبق استانداردهای پادشاهی سعودی ۸:۳۰ به نظر نمی رسد خیلی زود باشد. این سفر، مسافرتی بود که حریری انتظار آن را نداشت. 

حریری از دیرباز از متحدان سعودی بود و صبح آن روز شلوار جین و یک تی شرت ساده به تن داشت و فکر می کرد که برای این به دفتر دولت احضار شده هست که با ولیعهد ‘ محمد بن سلمان’ به اردو برود، اما بمحض رسیدن به ساختمان اداری دولت متوجه شد اوضاع آنطور نیست که او فکر می کرد. 

به محض رسیدن او به ساختمان دولت دستگاه تلفن همراه حریری او گرفته شد و تمام همراهان و محافظانش به غیر از یک محافظ از او جدا شدند و ماموران امنیتی عربستان نه تنها با او محترمانه همچون نخست وزیر یک کشور رفتار نکردند، بلکه او را هل دادند و ناسزا هم نثارش کردند .

آخرین تحقیر هم ظاهر شد و یک متن از پیش نوشته شده با عنوان سخنرانی استعفا پیش رویش گذاشته شد و به زور از او خواسته شد که آن را بر روی صفحه تلویزیون سعودی بخواند.

تازه اینجا بود که حریری متوجه شد چرا و به چه منظور به ‘ریاض’ فراخوانده شده هست. هدف این بود که او تحت فشار مجبور شود استعفا دهد و آشکارا ایران را هدف سرزنش قرار دهد. یعنی بگونه ای که گویی او یک کارمند و زیردست هست و نه رهبر یک کشور مستقل.

قبل از آنکه حریری برای ظاهر شدن جلوی صفحه تلویزیون آماده شود حتی به او اجازه داده نشد به خانه ای که از آن خود در ریاض دارد برود و از محافظانش خواست که به خانه او بروند و یک دست جامه مناسب برایش بیاورند.

این داستان عجیب و غریبی هست و فقط یک فصل از داستان شاهزاده ‘محمد’ هست. شاهزاده جاه طلبی که عزمش جزم هست تا ساختار قدرت را نه فقط درون کشور خویش، بلکه در کل منطقه حسابی به هم بریزد.

در داخل، او صدها شاهزاده و سرمایه دار و اصحاب تجارت را به جرم آنچه که او آن را فساد مالی خوانده بازداشت کرده و در خارج هم در یمن جنگی راه انداخته هست و با قطر هم به نزاع افتاده هست.

در واقع احضار حریری به عربستان برای ادای توضیحات به ریاض بود و صد البته که فقط حلقه ای از زنجیره مصاف بس پهناورتر ولیعهد عربستان هست. این تمام نمای ظاهری داستان طویل پشت پرده سفر و اقامت موقت حریری به عربستان در ماه گذشته هست. دهها تن از مقامات غربی و لبنان و منطقه و نیز دستیاران و نزدیکان حریری هم همین داستان را در مورد ماجرای پشت پرده سفر حریری به عربستان عنوان کرده اند.

یک مقام بلندپایه لبنانی در این باره گفته هست ‘بعد از سخنرانی حریری بر صفحه تلویزیون عربستان، مشاوران بهت زده اش هر چقدر تلاش کردند که با او از بیروت تماس بگیرند، موفق نشدند و حریری در واقع سرانجام غروب را در دشت و صحرا با ولیعهد گذراند’.

این گردش و سیاحت تفریحی خارج از شهر هیچ ربطی به تمام رویدادهایی نداشت که در آن روز مشخص در کل خاورمیانه اتفاق افتاد. در آن ایام یک فروند موشک به ریاض پرتاب شد و صدها شاهزاده و بازرگان و صاحب سرمایه سعودی بازداشت شدند و لبنان در بهت و سردرگمی فرورفت.

شاهزاده محمد در این مدت کمی که قدرت را در دست گرفته، دست به تحرکات فراوانی زده؛ در کشور همسایه یعنی یمن جنگی را علیه شورشیانی راه انداخته هست. سعودی در واقع در باتلاق جنگ یمن فرو رفته هست. سعودی قطر را هم محاصره کرده و حاصل آن شده هست که دوحه هر چه بیشتر به ایران نزدیکتر شود.

حالا این ولیعهد جوان بعد از این شیرین کاری ها، به فکر افتاده هست که به حساب نخست وزیر یک کشور مستقل برسد که به اندازه کافی از ارباب سعودیش اطاعت نکرده هست.

ولیعهد جوان در واقع می خواهد با این کارش پیامی بفرستد و بگوید: اکنون وقت آن هست که جلوی هر چه قویتر شدن متحد ایران در لبنان یعنی ‘حزب الله’ گرفته شود.

حماسه یک ماهه نخست وزیر لبنان نمونه دیگری از تلاش گستاخانه رهبر جدید عربستان هست که سعی می کند عربستان را از مسیری که سالها آن را می پیموده هست خارج سازد. اما دنیا همیشه بر وفق مراد او نمی گذرد و تمام مساعی او در این راه به بیراهه ختم خواهد شد و نتایج غیردلخواهی را به بار می آورد آن هم در یک چنین منطقه ای بسیار پیچیده.

 تیر ولیعهد سعودی در مورد لبنان به هدف نخورد/ حزب الله قویتر شد

تیر ولیعهد عربستان در مورد لبنان نه تنها به هدف نخورد، بلکه حریری بعد از بازگشت به کشور، اکنون با محبوبیتی تازه کارش را از سر گرفته و البته که ‘حزب الله’ هم قویتر از قبل شده هست.

اما این رویه و تاکتیکی غیر ماهرانه که عربستان در این ماجراجویی در پیش گرفته هست حتی وفادارترین دوستان ریاض را هم از جمله آمریکا را و یا کویت و اردن و مصر را رنجانده هست. حتی اکثر اعضای حزب سنّی لبنان به رهبری حریری هم از دست سعودی عصبانیند.

البته مقامات و تحلیلگران معتقدند که هیچ بعید نیست که عربستان از این تحرکاتش از لبنان امتیاز هم بگیرد اما این امتیازها آنقدر ارزشمند نیستند که یک توفان دیپلماتیک به راه اندازند.

تمام مقامات لبنانی که راجع به این حماسه صحبت می کنند نامی از خود نمی برند چون افشا شدن هویتشان را برای حریری دردسرساز می دانند. 

اما این داستان یک سری ابهاماتی هم دارد. چرا اینقدر اصرار هست که پشت پرده ماجرا باید مانند یک راز سربسته بماند؟ چرا هیچ کس اینقدر محرم اسرار نیست که از همه ماجرا مطلع باشد؟ فقط خود حریری از کل راز ماجرا باخبر هست و بس. حریری همان هنرمند اصلی این سناریوست که سرانجام یک تکاپوی دیپماسی بین المللی او را سالم و ایمن به وطن بازگرداند.

حریری خود در مقابل تمام اصرارها برای توضیح دادن راجع به اینکه حاضر شود بگوید اصل ماجرا چه بوده هست و سیر تا پیاز داستان را تعریف کند، مقاومت می کند. او فقط در ملاء عام گفته که آزادانه و به میل خود عمل کرده و می خواسته هست که ریاض همچنان به صورت یک هنرمند فرعی در پشت صحنه حضور داشته باشد.

یک مقام بلندپایه سعودی با صدور بیانیه ای در این باره گفته هست که این پادشاهی ‘با کمال احترام با حریری رفتار کرده هست’ و حریری به میل خود استعفا کرد و همچنان ‘دوست محترم’ عربستان باقی خواهد ماند و از حمایت تام و کمال این پادشاهی برخوردار خواهد بود.

حرکت سعودی و اعلام استعفای حریری در تاریخ ۴ نوامبر (۱۳ آبان) آغاز شد. متعاقب آن در کمتر از یک روز بعد دولت سعودی بعد از موشکی که توسط شورشیان یمن به ریاض پرتاب شد، دو کشور ایران و لبنان را متهم کرد که با این عمل به عربستان اعلام جنگ کرده اند. درست در همان ایام دسته ای از شاهزادگان و بازرگانان سعودی به اتهام فساد مالی بازداشت شدند. یک هفته بعد عربستان از همه اتباعش خواست که خاک لبنان را ترک کنند.

همه در لبنان تشویش خاطر داشتند و مضطرب بودند. مقامات کشور لبنان همه سعی خود را می کردند تا اجازه ندهند آنچه که همیشه از او وحشت داشتند یعنی برنامه دور و دراز عربستان برای بی ثبات اردوگاه شکننده آوارگان فلسطینی در لبنان اتفاق بیفتد. 

دو تن از مقامات برجسته لبنان و نیز چندین دیپلمات غربی هم می گویند که حتی در بیروت این نگرانی وجود داشت که عربستان و یا یارانش در لبنان تصمیم داشته باشند یک جبهه شبه نظامی ضد حزب الله در اردوگاهها و یا هر جای دیگر تشکیل دهند. 

اما این اتفاق هرگز نیفتاد و مسئولان عربستانی هم گفتند که چنین موضوعی را اصلا حتی مورد بررسی هم قرار نداده اند.
مقامات غربی و عربی می گویند که هنوز هم گیج و مبهوتند که نیت اصلی سعودی از این توطئه چه بوده هست.

بسیاری این نظریه را بعید نمی دانند که هدف عربستان تحریک به ایجاد یک شورش داخلی و یا حتی جنگ درون لبنان بوده هست. 

اینها معتقدند آنچه که مسلم هست این هست که عربستان به دنبال آن بوده هست که صحنه سیاست لبنان را بطور وسیع با خود همسو سازد و به زور هم که شده دولت ائتلافی حریری را از هم متلاشی کند. در این دولت حزب الله و یارانش هم حضور دارند.

‘برایان کاتولیس’ از اعضای برجسته ‘مرکز پیشرفت آمریکا’ در واشنگتن در این باره می گوید ‘مسلم هست که تمام هدف شاهزاده محمد این هست که سیاست خارجی عربستان چالاک و فعال باشد، اما لازمه این خواسته او این هست که در سایر کشورها هم درکی متقابل از پویایی سیاسی وجود داشته باشد و ضمنا بر روی پیوندهای دیپلماتیک هم سرمایه گذاری شود. در حالیکه این چیزها یک شبه حادث نمی شود’.

کاتولیس اضافه می کند ‘امروز دیگر رقابت بر سر قدرت و قدرت تاثیرگذاری در خاورمیانه بطور مشخص نسبت به گذشته تغییر کرده هست. مشکل سعودی ها این هست که خیلی تند و تیز بازی می کنند و به نتایج دلخواهشان نمی رسند’.
او اشاره کرد که این اقدامات باعث خواهد شد تا خطر محاسبات غلط و بالا گرفتن جنگ در منطقه ای که هم اکنون هم جنگ و تنش آن را پاره پاره کرده هست، به اوج خود برسد.

اصلا روابط حریری و سعودی ها چندین سال هست که تیره شده هست. سعد حریری نیز همچون پدرش ‘رفیق حریری’ که سالها قبل نخست وزیر لبنان بود، تمام دوره زندگی سیاسی خود و ثروت چشمگیر خانواده اش را مرهون حمایت بی چون و چرای سعودی هاست، اما علت این غُر و لُند سعودی ها این هست که دولت حریری بیش از اندازه به حزب الله قدرت داده چون او هم یک حزب سیاسی هست و هم یک گروه شبه نظامی که مطلقا هم به حکومت پاسخگو نیست.

حریری اواخر اکتبر (اوایل آبان) وارد ریاض شد و فکر می کرد موفق شده هست سعودی ها را قانع کند که او مجبور هست با حزب الله سازش کند تا مبادا یک بن بست سیاسی در لبنان به وجود آید.

و اما در بیروت هم حریری برای آرام کردن سعودی ها از طریق واسطه هایی از ‘حسن نصرالله’ رهبر حزب الله نیز خواست که از سخنرانی های انتقادآمیز تند و تیزش علیه شخص ولیعهد عربستان و علیه جنگ ویرانگری که عربستان در یمن به راه انداخته هست، از دست بردارد. 

در همان هفته ‘تامر السبهان’ یکی از وزیران سعودی که ایران او را ‘فتنه گر’ می شناسد، حزب الله را به زمینه چینی برای جنگ با عربستان متهم کرد و به لبنان هشدار داد که مراقب باشد زیرا در صورت تمرد، ‘اتفاقی اعجاب آور’ روی خواهد داد.

ماجرا از آنجا آغاز شد که حریری در سوم نوامبر (۱۲ آبان) با ‘ علی اکبر ولایتی’ در بیروت دیدار کرد. ولایتی سطح همکاری ایران را با لبنان ستود. هنوز ساعاتی از این دیدار نگذشته بود که حریری پیامی از پادشاه عربستان دریافت کرد که تا به امروز هم متن این پیام روشن نیست. طبق برنامه قرار بود چند روز بعد دیداری میان حریری و محمد در ریاض انجام شود. 

‘جانی مونییر’ تحلیلگر برجسته لبنانی در این باره می گوید که نخست وزیر لبنان دعوت شده بود که یک روز را در خارج از شهر ریاض با ولیعهد عربستان بگذراند.

اما ماجرا از این قرار بود که وقتی هواپیمای نخست وزیر لبنان وارد فرودگاه ریاض شد مسئولان سعودی حریری را به خانه اش بردند و به او گفتند که منتظر بماند، نه منتظر پادشاه بلکه منتظر ولیعهد.

او از ساعت ۶ صبح تا یک بعد از ظهر منتظر ماند اما هیچکس نیامد.صبح روز بعد حریری احضار شد که به ملاقات ولیعهد برود. هیچ مامور معمول تشریفات سلطنتی به پیشواز حریری نیامده بود و حریری با خودروی خود عازم کاخ دولت شد اما او نه تنها به دیدار ولیعهد موفق نشد بلکه ماموران سعودی با او بدرفتاری هم کردند.

لبنانی ها این ساعتهای طولانی بین ورود حریری به ریاض و استعفایش را ‘جعبه سیاه’ نامیده اند.

آنها می گویند که میل ندارند حریری را مجبور کنند تمام حقایق پنهان در این ماجرا را بیان کند. یکی از این مقامات می گوید که حریری در مقابل اصرارها برای شفاف سازی در این داستان، فقط سر به زیر انداخته و گفته هست ‘ماجرا از آنچه که شما می دانید بسیار بدتر هست’.

دولت سعودی اهرمهای فشار زیادی دارد که علیه حریری استفاده کند. عربستان می تواند حول وحوش ۲۵۰ هزار کارگر لبنانی را که در عربستان مشغول کارند، اخراج کند و ضربه ای کاری بر اقتصاد لبنان وارد آورد. 

حریری تابعیت دوگانه سعودی را هم دارد و معاملات تجاری فراوانی هم در آن دارد . از قضا سعودی هم دولتی هست که حق و حساب گیری ویژگی خاص آن هست. سعودی ها حتی می توانند خود شخص حریری را هم تهدید کنند. یک دیپلمات عرب در این باب می گوید که حریری تهدید شده هست که هیچ بعید نیست در صورت تمرد توسط عربستان متهم به فساد شود.

ساعت دو بعد از ظهر به وقت محلی از محل اتاقی که به تالار دفتر کار ولیعهد منتهی می شد نامه استعفای حریری برای خواندن مقابل صفحه تلویزیون تسلیم وی شد. متن استعفا، حزب الله را مورد سرزنش قرار می داد و در آن ادعا شده بود که جان حریری در خطر هست. 

نزدیکان حریری می گویند مشخص بود عباراتی که در این استعفا به کار برده شده بود، کلام خود حریری نیست.

چند ساعت بعد مقامات سعودی شروع کردند به بگیر و ببند گسترده و دو تن از شرکای تجاری سابق حریری را هم در این زنجیره بازداشتها دستگیر کردند. 

همین اتفاق کافی هست ایمان بیاوریم که مسلما خود شخص حریری چقدر می تواند در مقابل سعودی ها آسیب پذیر باشد.

در لبنان، به گفته دیپلماتهای غربی و مقامات لبنانی، سعودی انتظار داشت که استعفای حریری هم آبروی او را به عنوان نخست وزیر کشور بریزد و هم به میزان قابل ملاحظه ای بر تقویت پایگاه مردمی مخالفان حزب الله بیفزاید.

اما در بوته عمل نه تنها چنین نشد بلکه یک نوع ظن همگانی در لبنان به وجود آمد و هیچ کس هم به خیابانها نریخت و ‘میشل عون’ رئیس جمهوری لبنان و متحد حزب الله هم استعفای حریری را قبول نکرد و گفت این استعفا تا زمانی که حریری شخصا نامه استعفایش را تسلیم رئیس جمهوری نکند، پذیرفته نیست.

حریری تا چند ساعت غیبش زد و هیچ خبری از او نبود تا اینکه اولین تماس تلفنیش را با عون برقرار کرد و به او فهماند که نمی تواند آزادانه صحبت کند.

اینجا بود که کل جامعه سیاست در لبنان متوجه شد که حریری در واقع در عربستان در بازداشت هست.

حریری سرانجام تحت الحفظ ماموران سعودی به خانه شخصیش در ریاض منتقل شد و حق ملاقات با همسر و فرزندانش را نداشت. طی چند روز جمعی از سفرای غربی با حریری در خانه اش ملاقات کردند. اما این سفیران هم سرانجام متوجه نشدند آیا حریری واقعا آزاد بوده هست یا نه. دو مامور سعودی بطور دائم در خانه حضور داشتند و به گفته خود حریری مامور بودند که در خانه بمانند.

ژنرال ‘عباس ابراهیم’ رئیس دستگاه اطلاعات داخلی لبنان گفته هست ‘اگر فکر می کنید چطور ممکن هست رهبر یک کشور تحت فشار مقامات خارجی مجبور به استعفا شود، من به شما می گویم که بله، این کار شدنی هست. فقط کافی هست دو سرباز بالای سر رهبر مورد نظر بیاورید و این مقام را مقابل دوربین تلویزیون بنشانید و از او بخواهید که بگوید از کشورش بیزار هست’.

و اما از طرفی نیز، شاهزاده سعودی که باکی هم از هیچکدام از دلواپسی های بین المللی ندارد، این بار به سراغ ‘محمود عباس’ رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین رفت و دستورالعمل های خود را برای عالم سیاست فلسطینیان توصیه کرد. هیچ کس نمی داند این سیاستهای دیکته شده چه بوده هست. اما مقامات لبنانی احساس خطر می کنند. آنها ژنرال ابراهیم را و یک کاروان از فرستادگان فلسطینیان را به ‘امّان’ پایتخت اردن گسیل کردند تا اطلاعات لازم را از عباس کسب کند.
حالا نگرانی چند برابر شد.

توصیه های سعودی به عباس بی چون و چرا می توانست نظم و آرامش را در اردوگاه آوارگان فلسطینی در لبنان به هم بریزد. 

در جبهه ای دیگر هم یکی از متحدان سعودی در لبنان جناحهای جهادی را در یکی از اردوگاههای فلسطینیان مجبور کرد که یک جبهه شبه نظامی تحت عنوان ‘مقاومت اهل تسنن’ برای مقابله با حزب الله تشکیل دهد . 

این ایده آنقدر خطرناک بود که حتی خود جهادی ها آن را رد کردند، اما هم سعودی ها و هم سخنگوی عباس این موارد را انکار می کنند.

اندکی بعد از اعلام استعفای حریری، ‘سبهان’ که وزیر امور کشورهای حاشیه ‘خلیج (فارس)’ بود عازم واشنگتن شد. اما سبهان در واشنگتن مطلقا مورد استقبال گرم ‘دیوید ساترفیلد’ کفیل معاون وزیر امور خارجه در امور خاورمیانه قرار نگرفت. او از سبهان خواست توضیح دهد چرا ریاض ثبات و آرامش لبنان را به هم می ریزد.

سرانجام توافقی با وساطت و دیپلماسی قوی فرانسه، آمریکا، مصر و سایر کشورها حاصل شد و حریری عربستان را ترک کرد.

منبع: ایرنا

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما